الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
44
تفسير مجمع البيان (فارسى)
بر اين اعتقاد خود سوگند ياد ميكنند و خود را راستگو ميدانند . برخى گويد : علت اينكه سوگند ميخورند ، اين است كه بر اثر ترس از قيامت ، عقل خود را از كف دادهاند ، اما همين كه عقلشان بجا آمد ، زبان به اقرار و اعتراف مىگشايند . ممكن است با مشاهدهء اهوال قيامت ، چنان مدهوش شده باشند كه شرك خود را در دنيا فراموش كرده باشند . انْظُرْ كَيْفَ كَذَبُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ : ببين اينها چگونه بر خويشتن دروغ مىبندند و سوگند دروغ ياد مىكنند . اين استفهام ، براى اظهار تعجب و شگفتى است . منظور اين نيست كه پيامبر به صحنه قيامت نگاه كند ، زيرا آخرت هنوز فرا نرسيده و قابل ديدن نيست . منظور اين است كه پيامبر در بارهء اين گفتار دقت كند . در اينجا خداوند آنها را دروغگو معرفى مىكند ، در حالى كه آنها بعقيدهء خودشان راستگو هستند . علت اين است كه دروغ عبارت از خلاف واقع گفتن است . خواه گوينده ، علم داشته باشد كه خلاف واقع مىگويد يا نه . آنها مىگويند : ما مشرك نبودهايم . در حالى كه مشرك بودهاند . پس دروغگو هستند . جبائى گويد : يعنى ببين آنها چگونه در دنيا به خود دروغ مىبندند و با اينكه حقيقتاً مشرك هستند ، معتقدند كه بر حقند . وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ : آنها بدروغ مىگفتند : بتها پيش خدا شفاعت ما مىكنند . روز قيامت بتها را نمىبينند و از آنها نفعى نمىبرند . برخى گويند : اين جمله اختصاصى به بتها ندارد . اصولا هر چه را كه انسان به غير از خداوند پرستش كند ، در روز قيامت گمش مىكند و نفعى از او نمىبرد . يك بحث كلامى عدلى مذهبان اختلاف كردهاند كه آيا مردم در آخرت ، ممكن است دروغ بگويند . بنا بر آنچه ما گفتيم ، صحيح اين است كه ممكن نيست . برخى گويند ممكن است بر اثر